دارالاسلام و دارالکفر (شامل نظر فقها، تعاریف، احکام مربوط به سرزمینهای اسلامی)

[ad_1]

دارالاسلام و دارالکفر (شامل نظر فقها، تعاریف، احکام مربوط به سرزمینهای اسلامی)

%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85

{از نگاه فقهای مسلمان، جهان به دو اردوگاه اصلی تقسیم می‌شود: دارالاسلام و دارالکفر. مقصود از «دار» در چنین عباراتی، سرزمین، کشور و یا میهن است. دارالاسلام و دارالکفر در قرآن مجید نیامده است و این برداشتی است که فقها از احکام اسلام و روایات معتبر اسلامی داشته‌اند. در این باره، روایتی هست که «ارض‌الاسلام» یعنی سرزمین اسلام سخن گفته است. این تعبی، از تعبیر دارالاسلام به معنای لغوی خانه اسلام دقیق‌تر است، اما در این درس‌ها سنت فقهای سلف را حفظ می‌کنیم و از همان تعبیر دارالاسلام استفاده می‌کنیم. در این‌باره، سخن بسیار می‌توان گفت. این که تعریف هر یک چیست، حدود و احکام مرتبط با هرکدام چگونه است و آثار امروزی این تقسیم‌بندی کدام است.

دارالاسلام

دارالاسلام چیست؟ تعریف دارالاسلام، تقسیمات دارالاسلام، احکام دارالاسلام و دارالاسلام و جهان امروز از جمله مباحث این قسمت هستند.

تعریف دارالاسلام

در تعریف دارالاسلام نظریه‌های متعددی وجود دارد که برخی عبارتند اند از:

دیدگاه شیخ طوسی: شیخ طوسی از عالمان بزرگ شیعه بر این اعتقاد است: دارالاسلام بر سه نوع است: سرزمینی که در اسلام بنا شده است و مشرکان به آن نزدیک نشده‌اند مانند بغداد و بصره … دارالکفری که مسلمانان بر آن غلبه کرده‌اند یا آن را تصرف کرده‌اند یا آن را به صورت صلح‌آمیز گرفته‌اند و مردم آنجا پرداخت جزیه [نوعی مالیات] به حکومت اسلامی را پذیرفته‌اند. سرزمینی که از آن مسلمانان بوده است، اما مشرکان بر آنها پیروز شده اند؛ مانند طرسوس. [یکی از شهرهای ترکیه که مدتی در تصرف رومانی بود].

بر اساس این عبارت، دارالاسلام، آن قسمت از سرزمین‌های اسلامی را که به تصرف کافران درآمده نیز در بر می‌گیرد. اگراین دیدگاه درست باشد، باید امروزه فلسطین اشغالی، اسپانیا(اندلس پیشین) و هر سرزمینی را که پیش از این در تصرف مسلمانان بوده است و سپس به تصرف کافران درآمده نیز، دارالاسلام بنامیم.

دیدگاه شهید اول: شهید اول از فقهای بزرگ شیعه دارالاسلام را چنین تعریف می‌کند:

مقصود از دارالاسلام، مناطقی است که در آنها، حکم اسلام اجرا می‌شود و در آن جا کافری نیست جز آن که با مسلمانان پیمان دارد.

دیدگاه صاحب جواهر: فقیه بزرگ شیعه شیخ محمد حسن نجفی بر این باور است:

دارالاسلام جایی است که در آن احکام اسلام اجرا شود، اگر چه اهل آن از کفار باشند.

نظر آیت الله زنجانی: دارالاسلام ، بخشی از جهان است که در قلمرو اسلام بوده، زندگی در آن تحت نفوذ احکام اسلام است.

دیدگاه دکتر جعفری لنگرودی: دارالاسلام، قلمرو حکومت اسلامی است.

این تعریف ساده و روان است، اما این سؤال را می‌توان مطرح ساخت که اگر اکثریت مردم کشوری مانند ایران قبل از انقلاب اسلامی مسلمان بودند، اما حکومتش اسلامی نبود، آیا چنین سرزمینی از دارالاسلام خارج است؟

دیدگاه علمای اهل سنت:

دکتر وهبه الزحیلی معتقد است دارالاسلام سرزمینی است که در آن حکومت اسلامی باشد و احکام و شعائر اسلامی نیز اجرا گردد. رشید رضا نیز نظری مشابه با او دارد. حسن جلال قید دیگری را می‌افزاید و می‌گوید: دارالاسلام سرزمینی است که اسلام در آن حکومت کند، اغلب مردمش مسلمان باشند واحکام اسلام نیز بدون قید و شرط و مانعی اجرا شود.

می‌توان پرسید امروزه برخی نقاط در جغرافیای جهان اسلام مطرح هستند که حکومت اسلامی ندارند، احکام اسلام هم چندان اجرا نمی‌شود، اما اکثر مردم آن مسلمان هستند، آیا باید چنین مناطقی را از دارالاسلام خارج ساخت؟

نظریه نهایی:

امام موسی کاظم(ع) فرموده‌اند:

لا بأس بالصلاة فی الفراء [القز] الیمانی. و فیما صنع فی أرض الاسلام، قلت: فان کان فیها غیر اهل الاسلام؟ قال،

: اذا کان الغالب علیها المسلمین فلابأس.

نمازگزاردن در پوستین یمانی، و آنچه در سرزمین اسلام تولید شده است اشکال ندارد. راوی پرسید: اگر در آن جا غیر مسلمان هم زندگی کنند چگونه است؟ امام(ع) فرمود: در صورتی که چیرگی با مسلمانان باشد اشکالی ندارد.

جمله «اذا کان الغالب علیا المسلمین» را دو گونه معنی کرده‌اند: یکی این که مسلمانان چیرگی داشته باشند و حکومت در دست آنان باشد و دیگر آن که مسلمانان در آن سرزمین اکثریت داشته باشند و نسبت به غیر مسلمانان شمارشان بیش‌تر باشد. ظاهر روایت با معنای دوم هماهنگی بیش‌تری داری و به احتمال زیاد منظور همان بیش‌تر بودن جمعیت مسلمانان است.

تقسیمات دارالاسلام

دارالاسلام تقسیمات گوناگونی دارد که هر یک احکام خاصی دارند و آشنایی باآنها می‌تواند شناخت بیشتری از دارالاسلام به دست دهد و در این جا به اختصار معرفی می‌شوند.

…این تقسیمات عبارتند از:

۱ـ دارالایمان: منطقه اصلی دارالاسلام است که در آن مؤمنان در رأس حاکمیت قرار دارند. دارالایمان اغلب با دارالاسلام هم معنا گرفته می‌شود، هر چند تفاوت‌های ظریفی با آن دارد. کسی که شهادتین را بگوید مسلمان است اما تا زمانی که به دستورات اسلام عمل نکند مؤمن نیست.

۲ـ دارالذمه: به سرزمینی که اهل کتاب (یهودیان، مسیحیان و زرتشتیان) طی قرارداد ذمه با دارالاسلام در آن زندگی می‌کنند، دارالذمه گفته می‌شود.

۳ـ دارالبغی: دارالبغی به منطقه‌ای گفته می‌شود که مردم آن علی‌رغم اعتقادات اسلامی که دارند بر ضد دولت اسلامی شورش می‌کنند و حاکمیت پیشوای مسلمین را به مخاطره می‌اندازند.

۴ـ دارالرده: اگر جمعی از مسلمانان، به طور جمعی مرتد شوند و بر مسلمین منطقه خود غلبه پیدا کنند، دارالرده تشکیل می‌شود. ارتداد عبارت است از این که مسلمانی، یکی از اصول سه‌گانه اسلام، توحید، نبوت و یا معاد را انکار کند و یا اصلی از اصول ضروری دین را انکار کند که سرانجام آن به انکار اصول سه گانه منتهی شود.

۵ـ دارالهجرة: هر مسلمانی وظیفه دارد در محلی زندگی کند که امنیت و آزادی عمل او در انجام فرائض دینی تأمین باشد. در غیر اینصورت موظف است به مکانی که چنین امنیتی در آن فراهم است هجرت کند. چنین مکانی را دارالهجرة می‌نامند.

احکام دارالاسلام

بر اساس فتاوای فقهای اسلام، پاره‌ای از احکام دارالاسلام چنین است:

۱ـ وجوب دفاع: دفاع از دارالاسلام بر هر مسلمانی واجب است، این واجب از نوع کفایی است و در صورتی است که دارالاسلام از سوی دشمنان مورد تهاجم واقع شود. بیندیشیم که اکنون دفاع از کدام نقاط جهان اسلام واجب است.

۲ـ وجوب اقامت: بر هر مسلمانی واجب است در دارالاسلام اقامت کند. زندگی در دارالکفر و یا دارالحرب تنها در شرایطی خاص مجاز است. از جمله این شرایط، داشتن آزادی عمل در انجام فرایض دینی است. بیندیشیم که فرار مغزها و سرمایه‌ها از جهان اسلام، با بهانه های تصنّعی تا چه اندازه نادرست است.

دارالاسلام و جهان امروز

آیا می‌توان امروزه مرزهای مصنوعی و قراردادی جهان اسلام را حذف کرد و همه جهان اسلام را به منزله کشوری واحد در نظر گرفت؟ انجام این کار در شرایط امروزی اگر محال نباشد بسی دشوار است، اما می‌توان به مسلمانان آموزش داد که آنان چند وطن دارند؛ وطنی که در آن متولد شده‌اند و یا برای مدتی نامحدود قصد اقامت دارند. این وطن آثار شرعی خاصی در خصوص احکام نماز و روزه دارد. وطن دیگری که امروزه به نام کشور معروف است و وطن بزرگ‌تری که همه دارالاسلام را شامل می‌شود. علاقه به دارالاسلام را باید در اذهان مسلمین پرورش داد و احکام آن را بدانان آموخت.

تصور کنید اگر همه امت اسلام، میهن بزرگ اسلامی را پذیرا شوند. چه خواهد شد؟

میهنی بزرگ با حدود یک و نیم میلیارد عضو که پرجمعیت‌ترین، گسترده‌ترین و استراتژیک‌ترین کشور دنیا خواهد بود؛ کشوری که بر معابر اصلی جهان و منابع اصلی سوخت دنیا کنترل خواهد داشت. اگر چنین شود هیچ قدرتی نمی‌تواند به چنین کشوری طمع ورزد، تمامی جنگ‌های درون میهنی به صلح تبدیل می‌گردد؛ سهل است تمام جنگ‌های برون مرزی هم به صلح تبدیل می‌شود. جنگ با چنین کشوری برای هیچ قدرتی مقرون به صرفه نخواهد بود. میهن اسلامی در چنین صورتی می‌تواند یکی از قوی‌ترین ارتش‌ها، اقتصادها و فرهنگ‌ها را در سطح جهان داشته باشد و به قدرت نخست عالم تبدیل گردد. به هر روی، ترویج فرهنگ میهن بزرگ اسلامی می‌تواند پیامدهای زیر را در عرصه روابط بین‌الملل پدید آورد:

۱ـ تقویت حس همبستگی مسلمین: مسلمانان اگر به کل جهان اسلام با نگاه وطن واحد بنگرند، حس وحدت، همکاری و همبستگی بین آنها تقویت خواهد شد. از حجم تعارضات بین آنها کاسته می‌شود و در کل زمینه‌های شکل‌گیری دوباره تمدن اسلامی پدید خواهد آمد.

۲ـ‌ تقویت اقتصاد مسلمین: مشکلات واردات گوشت، چرم و کالاهایی که در آنها از اجزاء حیوانات استفاده شده است از دارالکفر سبب خواهد شد مسلمانان در حد امکان از یکدیگر خرید کنند و این در نهایت به تقویت اقتصاد جهان اسلام و تضعیف اقتصاد دارالکفر منجر خواهد شد.

۳ـ کاهش فرار مغزها و سرمایه‌ها: اگر مسلمانان با احکام دارالاسلام آشنا شوند و اهمیت رعایت آن را دریابند، فرار مغزها و سرمایه‌های مسلمین به دارالکفر کاهش خواهد یافت و این امر نیز به نوبه خود نقشی مهم در بازسازی تمدن اسلامی ایفا خواهد کرد.

۴ـ تقویت ابعاد دفاعی مسلمین: با افزایش روحیه همکاری بین مسلمین، توان دفاعی جامعه اسلامی در مواقع نیاز افزایش محسوسی خواهد یافت.

۵ـ ماهش مفاسد حامعه اسلامی: تحقق پیامد‌های پیشین، در نهایت به کاهش مفاسد جامعه اسلامی منجر خواهد شد؛ زیرا بسیاری از مفاسد ناشی از فقر، فرار مغزها و سرمایه‌ها، ضعف توان دفاعی مسلمین و ضعف روحیه همکاری و تعامل بین آنهاست. کاهش مفاسد جامعه اسلامی به نوبه خود سبب افزایش جاذبه‌های جامعه اسلامی می‌شود و این بدان معناست که از حجم ارتداد و خروج از دین کاسته خواهد شد و بر حجم کسانی که اسلام را بر می‌گزینند افزوده می‌گردد.

دارالکفر

دارالکفر، که گاه دارالشرک نیز نامیده می‌شود وگاه با دارالحرب هم معنا تصور می‌شود، از تعاریف متعددی برخوردار است. در این بخش، قسمتی از این تعاریف را در کنار احکام دارالحرب به بررسی می‌گذاریم.

تعریف دارالکفر

در تعریف دارالکفر چنین گفته شده است:

۱ـ دیدگاه شهید اول: شهید اول از فقها بزرگ شیعه، دارالکفر را چنین تعریف می‌کند:

واما دارالکفر فهی ما ینفذ فیها أحکام الکفار فلا یسکن فیها مسلم الا مسالماً.

دارالکفر به جاهایی گفته می‌شود که در آنها، قوانین کفار اجرا می‌شود و در آنجا مسلمانی ساکن نیست، مگر آن که با کافران پیمان صلح بسته است.

یادآور می‌شود نویسنده کتاب برجسته جواهرالکلام پس از نقل نظر فوق، آن را بعینه می‌پذیرد.

آیت الله گلپایگانی (ره) نیز همین نظر را می‌پذیرد.

۲ـ دیدگاه شیخ علی خازم: شیخ علی خازم در کتاب علم الفقه خود، دارالکفر را چنین تعریف کرده است:

دارالکفر، فیها مسلمون قلیلون.

دارالکفر، سرزمین کفار، جایی که مسلمانان در آن اندک باشند.

۳ـ در بحث دارالاسلام حدیثی از امام موسی کاظم(ع) به این مضمون نقل شد که دارالاسلام آن جاست که غلبه با مسلمانان باشد. تأمل در این روایت نشان می‌دهد که دارالکفر هم جایی است که غلبه در آن با مسلمانان نباشد. به سخن دیگر، مسلمین اندک باشند و نیز حکومت در دست آنان نباشد.

تقسیمات دارالکفر

دارالکفر تقسیمات مختلفی دارد که در این جا به اختصار معرفی می‌شوند و توضیحات بیشتر به خواست خدا در مباحث آتی خواهد آمد. تقسیمات دارالکفر عبارتند از:

۱ـ دارالحرب: از دیدگاه بیشتر فقها، دارالحرب به سرزمین‌هایی گفته می شود که مسلمانان در آن امنیت ندارند.

۲ـ دارالعهد: منظور از دارالعهد، همه کشورها و سرزمین‌هایی است که مردم آنها بر اساس پیمانی که با مسلمانان بسته‌اند از روابط صلح‌آمیزی با مسلمانان برخوردارند.

۳ـ دارالحیاد: دارالاعتزال یا دارالحیاد به سرزمین یا کشوری گفته می‌شود که در روابط سیاسی و ایدئولوژیکی و مناقشات میان دارالاسلام و دارالکفر سیاست عدم مداخله را در پیش گرفته باشد و در رابطه با درگیری‌های نظامی و مخاصمان میان دارالاسلام و دارالکفر، بی‌طرفی خود را حفظ کند.

۴ـ دارالصلح: دارالصلح به کشورهایی گفته می‌شود که میان آنها و دارالاسلام قرارداد صلح منعقد است. همه فقهای اسلام، انعقاد قرارداد صلح را برای دولت اسلامی مجاز می‌دانند، ولی برخی معتقدند قرارداد صلح، در واقع همان قرارداد ذمه، هدنه(آتش بس) و یا امان است و عده‌ای دیگر قرارداد صلح را چیزی جداگانه می‌دانند.

به سخن دیگر، برخی از فقها دارالصلح و دارالعهد را یکی می‌دانند و گروهی معتقد به تفاوت هستند، به این معنا که دارالصلح محدودیت زمانی ندارد اما دیگری دارد.

۵ـ دارالامان: علامه حلی فقیه نام‌آور شیعه، دارالامان را چنین تعریف کرده است: قرارداد امان، ترک جنگ با کفار با هدف پذیرش درخواست آنها در کسب امان است.

۶ـ دارالهدنه: هدنه در لغت به معنای آتش‌بس و متارکه جنگ است و در اصطلاح فقه سیاسی اسلام، به قراردادی گفته می‌شود که بین دارالاسلام و دارالکفر منعقد می‌گردد تا برای مدت معینی آتش‌بس برقرار و از جنگ پرهیز گردد.

۷ـ دارالاستضعاف: دارالاستعفاف، در مقابل دارالهجره به سرزمین و کشوری گفته می‌شود که در آن شرایط و امنیت لازم برای دینداری و زندگی بر محور عقیده و ایمان برای مسلمان فراهم نباشد و محدودیت‌ها، فشارها و آزارها از جانب دولت یا مردم سبب گردد مسلمان نتواند به وظایف دینی خود عمل کند، دارالاستضعاف در شرایط اقتدار مسلمین، به دارالحرب تبدیل می‌گردد. البته هر گاه قدرت به دست مسلمین افتد، آنگاه به دارالاسلام تبدیل می‌شود.

۸ـ دارالموادعه: نوعی قرارداد امان موقت است که از جانب امام مسلمین در صورت صلاحدید با کفارمنعقد می‌شود. این قرارداد در فقه شیعه، با دارالهدنه هم معناست.

ویژگی‌ها و احکام دارالکفر

زیر مجموعه‌های دارالکفر احکام مختلفی دارند که در جای خود خواهد آمد. ویژگی‌ها و احکام عمومی دارالکفر به شرح زیر است:

۱ـ منازعه دائم: از جمله ویژگی‌های دارالکفر که در صورت وجود انسجام اسلامی می‌تواند مورد بهره‌برداری جهان اسلام قرار گیرد این است که بیشتر کفار در منازعه دائم با یکدیگر به سر می‌برند. تجربیات مکرر تاریخی این واقعیت را دست کم در مورد کشورهای مسیحی ثابت کرده است. اگر تاریخ سده اخیر را بررسی کنیم در می‌یابیم که سخت‌ترین و خشن ترین منازعات تاریخی بشر بین دول غیر مسلمان جهان به ویژه دول مسیحی واقع شده است. جنگ‌های اول و دوم جهانی، شاهد بارز مدعای ماست. این واقعیت، در کلام الهی این گونه آمده است:

وَ مِنَ الذین قالوا انا نصاری أخذنا میثاقهم فنسوا حظاً مما ذکروا به فأغرینا بینهم العداوة والبغضاء الی یپم القیامة… .(مائده: ۱۴)

و از کسانی که گفتند: (ما نصرانی هستیم) از ایشان [نیز] پیمان گرفتیم، و[لی] بخشی از آنچه را بدان اندرز داده شده بودند فراموش کردند، و ما [هم] تا روز قیامت میانشان دشمنی و کینه افکندیم… .

۲ـ اصالت سوءظن: بر خلاف دارالایمان، که اصل بر حسن ظن به افراد است مگر این که خلاف آن ثابت شود، در دارالکفر اصل بر سوءظن است مگر این که خلاف آن قطعی شود. از این رو، در روابط بین‌الملل اسلامی نمی‌توان به شعارهای زیبای دارالکفر اعتماد کرد و با طناب پوسیده آنها به چاه رفت. مذاکره کنندگان مسلمان با دارالکفر باید این حقیقت را باور کنند که اصل اول در اقدامات دشمن، فریب است مگر این که خلاف آن ثابت شود. از این رو هرگز نباید فریب لبخندهای زهرآگین دشنن را خورد و شعارهای دروغین حقوق بشر او را باور کرد؛ حتی اگر با ما قرارداد صلح داشته باشد. در این‌باره، امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(ع) فرمود: وَ لکِنِ الْحَذَرَ مِنْ عَدُوِّکَ بَعْدَ صُلْحِهِ، فَاِنَّ الْعَدُوَّ رُبَّما قارَبَ لِیتَغَفَّلَ. فَخُذْ بِالْحَزْمِ، وَ اتَّهِمْ فی ذلِکَ حُسْنَ الظَّنَّ.

ولی پس از صلح به کلی از دشمن حذر کن، چه بسا که دشمن برای غافلگیر کردن تن به صلح دهد. در این زمینه طریق احتیاط گیر، و به راه خوش گمانی قدم مگذار.

۳ـ کفر بچه سر راهی: بچه سر راهی اگر در دیار کفر یافت شود، اصل این است که کافر و در حکم برده است، مگر این که احتمال داده شود فرزند یکی از مسلمانان مقیم دارالکفر است؛ مثلاً تاجر مسلمانی که در دارالکفر اقامت دارد یا اسیر و یا زندانی مسلمانی که ساکن آنجاست و نه مسلمانی که از دارالکفر عبور کرده است.

دارلکفر و جهان امروز

در جهان امروز برخی از سرزمین‌های کفار از مصادیق دارالحرب نبوده، ممکن است از مصادیق دارالعهد یا ذارالحیاد و … باشند که می‌توان با آنها روابط سالم و محترمانه برقرار کرد. دلیل ما هم این آیه است.

لا ینهاکم الله عن الذین لم … (ممتحنه:۸)

[اما] خدا شما را از کسانی که در [کار] دین با شما نجنگیده و شما را از دیارتان بیرون نکرده‌اند، باز نمی‌دارد که با آنان نیکی کنید و با ایشان عدالت ورزید، زیرا خدا دادگران را دوست می‌دارد.

از سوی دیگر، برخی از سرزمین‌های کفار از مصادیق دارالحرب هستند که باید از هر گونه رابطه با آنها پرهیز کرد. مصداق بارز چنین کشورهایی در حهان امروز اسراییل است. این قطع رابطه، تنها وظیفه دولت نیست که رابطه دوستانه نداشته باشد بلکه تک تک مسلمانان نیز چنین وظیفه‌ای دارند.

انما ینهاکم الله عن الذین قاتلوکم … (ممتحته:۹)

فقط خدا شما را از دوستی با کسانی باز می‌دارد که در [کار] دین با شما جنگ کرده و شما را از خانه‌هایتان بیرون رانده و در بیرون راندنتان با یکدیگر همپشتی کرده‌اند و هر کس آنان را به دوستی گیرد، آنان همان ستمگرانند.

براساس آیه فوق، امروزه همه کشورهای مسلمان و هر مسلمان معتقد و دین باوری باید از داشتن رابطه و حتی علاقه به دشمنان دین و کسانی که مسلمانان را از خانه و زندگی خود آواره ساخته‌اند بپرهیزند و در رفتار با آنان شدت عمل داشته باشند. تبعات چنین کاری چنین است:

۱ـ تضعیف دشمنان دین: تحریم همه جانبه دشمنتان دین به تضعیف آنها می‌انجامد. امروزه، مسلمانان حدود یک و نیم میلیارد نفر هستند و اگر به این دستور قرآن عمل کنند ضربات اقتصادی و سیاسی جدی به دشمنان اسلام وارد خواهد آمد.

۲ـ تقویت حامیان دین: هر چه که دشمنان دین تضعیف شوند حامیان دین تقویت خواهند شد. از سوی دیگر، با شدت عمل در برابر کفار حربی، روابط مسلمین با یکدیگرخود به خود بهبود خواهد یافت و این امر سبب رشد اسلام خواهد گردید و این کلام الهی است که:

محمد رسول الله والذین معه … (الفتح: ۲۹)

محمد[ص] پیامبر خداست، و کسانی که با اویند، بر کافران، سخت گیر [و] با همدیگر مهربانند… .}۱

ارجاعات:

۱ـ کتاب: اسلام و روابط بین الملل/ نویسنده: لطفعلی لطیفی پاکده/ ناشر: اداره تربیت آموزش عقیدتی سیاسی نمایندگی ولی فقیه در سپاه/ چاپ اول ، پاییز ۱۳۸۷/ صص۷۱ تا ۸۱

پیام مدیر سایت ظفرمند

[ad_2]

لینک منبع