گریاندن مردم در عزاداری امام حسین(ع)، به هر وسیله ممکن! سنگباران عزاداران!

[ad_1]

گریاندن مردم در عزاداری امام حسین(ع)، به هر وسیله ممکن! سنگباران عزاداران!

گریاندن مردم در عزاداری امام حسین(ع)، به هر وسیله ممکن! سنگباران عزاداران!

%da%af%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%87%d9%84-%d8%a8%db%8c%d8%aa

{گر چه روضه‌خوانی و گریاندن مردم امری مستحب است ولی باید توجه داشت که هدف که همان روضه‌خوانی و گریاندن مردم می‌باشد نمی‌تواند با هر وسیله ممکن صورت بگیرد.

زیرا بعضی از این وسایلی که مورد استفاده قرار می‌گیرد حرام است، مانند اینکه در مولودی های ائمه اطهار علیهم‌السلام و یا خواندن اشعار و ذکر مصیبت‌ها و سینه‌زنی‌ها که با غنا و موسیقی‌هایی که مخصوص مجالس لهو و لعب است صورت گیرد، به نحوی که انسان از شنیدن آنها از حالت طبیعی خارج شود، و یا اینکه برای گریاندن مردم، متوسل به کارهایی شود که مرحوم محدث نوری صاحب کتاب الوسائل یکی از آن موارد را چنین نقل می‌کند:

از طرایف حکایات مناسب این مقام، این است که یکی از علماء و ثِقات اهل علم یزد، برای من نقل کرد که وقتی که از یزد به قصد مشهد مقدس با پای پیاده و از راه بیابان با مشقت‌های بسیار سفر کردم، در سیر منازل مختلف، وارد قریه‌ای از دهکده‌های خراسان شدم. نزدیک به نیشابور که رسیدم، چون غریب بودم لذا به مسجدی جهت خواندن نماز مغرب و عشاء رفتم، اهل ده جمع شدند و چراغی روشن کردند و پیش نمازی آمد و نماز مغرب و عشاء را به جماعت خواندیم.

بعد از نماز، امام جماعت بالای منبر رفت، و دیدم که خادم مسجد دامن خود را پر از سنگ کرده و بالای منبر به نزد جناب آخوند گذاشت، من متحیر ماندم که این سنگ ها برای چیست؟

چون مشغول روضه‌خوانی شد و چند کلمه از روضه را خواند، خادم برخاست و چراغ‌ها را خاموش کرد، تعجبم بیشتر شد در این حال متوجه شدم که از بالای منبر به سوی مردم سنگ پرتاب می‌شود، به طوری از آن جماعت صدای فریادها بلند شد. یکی می‌گوید ای وای سرم، دیگری فریاد از بازو و سومی از سینه و هکذا گریه‌ها و شیون‌ها بلند شد، مدتی گذشت و سنگ‌ها تمام شد و آخوند مشغول دعا گردید و چراغ‌ها را روشن کردند، مردم را دیدم که با سر و صورت خونین و دیده‌های اشک‌باراز مسجد خارج می‌شدند.

چون به نزد امام جماعت و خطیب رفتم و از حقیقت این کار شنیع و ناپسند پرسیدم گفت: هر چه روضه می‌خوانم، این مردم به غیر از این راه گریه نمی‌کنند و چاره‌ای ندارم که به این صورت آنها را بگریانم.(لؤلؤ و مرجان، ص۱۸۷ و ۱۸۶)}۱

ارجاعات:

۱ـ کتاب: آداب الطلاب/ نویسنده: شاکر برخورادار فرید/ ناشر: موسسه انتشاراتی لاهوت، تهران/ چاپ ششم ۱۳۹۲/ زیرنویس، ص۱۹۶

 پیام مدیر سایت ظفرمند

[ad_2]

لینک منبع

شیطان و سجده نکردن بر انسان

[ad_1]

شیطان و سجده نکردن بر انسان

شیطان و سجده نکردن بر انسان

%d8%b4%db%8c%d8%b7%d8%a7%d9%86

{…پس از آفرینش آسمانها، زمین و سایر موجودات، خداوند سبحان آفرینش «انسان» را به عنوان سر آمد مخلوقات، و او را به عنوان جانشین خویش «خلیفة الله» اراده کرده است.

…با آفرینش انسان و فرمان به سجده بر او، نافرمانی آغاز و نطفه انحراف منعقد گردیده است. بدون شک منشأ نافرمانی، خودخواهی و تکبر ابلیس بوده که او را به نافرمانی از دستور خداوند وادار نموده است. …شیطان میان فرشتگان زندگی می‌کرد و سال‌های متمادی خدا را عبادت می‌نمود، لکن به سبب تکبر، خودبینی و نافرمانی، باطنش آشکار گشت و از آنجا که فرشتگان، به ویژه ابلیس به مقام «خلیفة اللهی» انسان حسادت می‌ورزیدند و می‌خواستند که خود به این مقام نایل شوند و زمین در سلطه آنها باشد، لذا برای رسیدن به این هدف به خداوند می‌گفتند: «کسی را خلیفه قرار می‌دهی  که در زمین تباهی و خون‌ریزی به پا می‌کند، در حالی که ما تو را به پاکی می‌ستاییم و عبادت می‌کنیم».

خداوند در پاسخ آنها فرمود: «انی اعلم ما لا تعلمون» یعنی خداوند خواست به آنها بفهماند که تباهی و نافرمانی در میان خود آنها وجود دارد و آن این که ابلیس که در ظاهر اهل عبادت است، باطنش همان تکبر، حسادت و خود‌محوری است که او را به نافرمانی کشانده است و به همین دلیل فرشتگان همگی به آدم سجده کردند به جز ابلیس که به سبب خودخواهی و حسادت به مقام آدم از فرمان الهی «اسجدوا» سرپیچی نمود. وقتی علت نافرمانی شیطان هویدا شد که گفت: «من از انسان بهترم، چون مرا از آتش آفریده‌ای و او را از گِل خلق کرده‌ای»(اعراف/۱۲).[تا اینجا صفحه ۹۰ کتاب]

 …شیطان با آن موقعیت که میان فرشتگان داشت و در مقام فرشته مقرب بود، نه تنها مقام قرب حق تعالی را از دست داد، بلکه خداوند به او فرمان داد: از صف فرشتگان خارج شو که تو رانده درگاه منی، و لعنتم تا روز قیامت بر تو خواهد بود. «فاخرج منها فانک رجیم و ان علیک لعنتی الی یوم الدین».

بنابراین سرکشی و خودخواهی شیطان، تنها موجب محرومیت او از موقعیت و مقام قرب الهی نشد، بلکه او از روی خواری و لجاجت به خداوند گفت: حال که مرا گمراه کردی من بر سر راه تو در کمین بندگانت می‌نشینم تا آنها را گمراه سازم …. خداوند نیز برای این که انسان اسیر انحراف و وسوسه‌های شیطانی نشود، به وی هشدار داد که شیطان دشمن آشکار شماست و در دشمنی خود چیزی کم نمی‌گذارد، آگاه باشید تا دچار انحراف شیطانی نشوید. «وَ لا یصُدَّنَّکمُ الشَّیطَانُ إنَّهُ لَکمْ عَدُوٌّ مُّبینٌ»(یس/۶۰).}۱

ارجاعات:  

۱ـ کتاب: ریشه‌یابی انحراف و فتنه از منظر قرآن و تاریخ/ نویسنده: عزت الله معتمد/ ناشر: انتشارات نجفی، قم/ چاپ اول ۱۳۹۴/ ۹۰٫۹۱

پیام مدیر سایت ظفرمند

[ad_2]

لینک منبع

بهلول کیست ـ نتیجه همنشینی میوه‌ها با انسان

[ad_1]

بهلول کیست ـ نتیجه همنشینی میوه‌ها با انسان

بهلول کیست ـ نتیجه همنشینی میوه‌ها با انسان

%d8%a8%d9%87%d9%84%d9%88%d9%84

[روزی بهلول وارد خرابه‌ای شد کنار خرابه مدفوع بود، بهلول قدری با مدفوعها و نجاسات حرف زد بعد عبایش را روی آنها کشید و بیرون آمد از او پرسیدند چه کردی؟

گفت: به مدفوعها گفتم یک سوال می‌کنم، اگر خوب جواب دادید عبایم را به شما جایزه می‌دهم، آنها هم خوب جواب دادند لذا من هم عبایم را به آنها جایزه دادم، پرسیدند چه سوالی کردی؟ گفت: از آنها پرسیدم شما غذاها و میوه‌های خوشمزه‌ای بودید، خوشبو بودید، خوش‌طعم بودید، چه شد که به این وضع و به این بدبویی و تعفّن افتادید. آنها هم گفتند: مدتی با انسانها نشستیم، این نتیجه همنشینی با انسانهاست.

……………………….

بهلول در لغت یعنی مرد خنده‌رو و نیکوکار، به بزرگ قوم هم بهلول می‌گویند. و بهلول معروف که در تاریخ آمده است در زمان هارون‌الرشید پنجمین خلیفه عباسی زندگی می‌کرد و از فقها و علمای برجسته و عارف کامل بود، اسم او «وَهَب اِبن عَمرو» بود. در زمان امام جعفر صادق(ع) می‌زیست و از شاگردان و خواص آن حضرت بود. بهلول برای فرار از دستگاه ظالم و طاغوتهای عباسی، خود را به دیوانگی زد و داستانهای عبرت‌آموز از او نقل می‌کنند من جمله:

نقل شده است که هارون‌الرشید می‌خواست برای بغداد قاضی‌القضاة تعیین کند. با اصحاب خود در مورد شخص شایسته‌ای که عهده‌دار منصب قضاوت گردد مشورت کرد همه گفتند هیچ کس مانند بهلول، شایستگی این کار را ندارد.

هارون، بهلول را طلبید و به او گفت، ای فقیه هوشمند، ما را در مورد قضاوت، یاری کن. بهلول گفت: من صلاحیت این کار را ندارم. هارون گفت: تمام مردم بغداد تو را برای این کار شایسته می‌دانند. بهلول گفت: عجبا من خود از آنها آگاهترم، وانگهی من یا راست می‌گویم که صلاحیت ندارم، یا دروغ می‌گویم، از این دو حال خارج نیست اگر راست می‌گویم پس صلاحیت ندارم. و اگر دروغ می‌گویم، آدم دروغگو، صلاحیت مقام قضاوت را نخواهد داشت. گفتند: تو را آزاد نمی‌کنیم تا اینکه این مقام را قبول کنی. بهلول گفت: اینک که ناگزیر هستم، یک شب به من مهلت بدهید. در این‌باره بیندیشم. به او مهلت دادند، و بهلول از آنجا بیرون آمد و آن شب در خانه‌اش به سر برد، فردای آن شب صبح زود، چوبی بلند به دست گرفت، و خود را به دیوانگی زد و وارد بازار شد. مردم دیدند آیت‌الله بهلول لباس و عبا و عمامه‌اش، کج و معوج شده و چوبی به دست گرفته و سوار آن شده و فریاد می‌زند، از جلوی من رد شوید، اسبم شما را لگد نزند. مردم گفتند: حضرت بهلول، دیوانه شده است. این خبر به هارون‌الرشید رسید هارون گفت: «ما جَنَّ وَ لکِن فَرَّ بِدِینِهِ مِنّا»(او دیوانه نشد، بلکه به این وسیله به خاطر حفظ دینش از ما فرار کرد).

لذا بهلول تا آخر عمر، به همین وضع به سر بر، تا مبادا طاغوتهای عباسی او را به استخدام خود درآورند زیرا می‌دانست که قبول چنان پست و ریاستی زمینه گناهان و جنایتها خواهد بود. و برای نجات از آن، خود را به دیوانگی زد(بهجة الامال، ج۲، ص۴۳۵، به نقل از گناه‌شناسی استاد قرائتی).]۱

ارجاعات:

۱ـ منبع: کتاب «آداب‌الطلاب»/ جلد اول/ نویسنده شاکر برخوردار فرید/ ناشر: موسسه انتشاراتی لاهوت، تهران/ چاپ ششم ۱۳۹۲/ ص۱۴۷

 پیام مدیر سایت ظفرمند

[ad_2]

لینک منبع

علماء شیعه از انبیاء بنی‌اسراییل بالاترند!‌(محقق اردبیلی)

[ad_1]

علماء شیعه از انبیاء بنی‌اسراییل بالاترند!‌(محقق اردبیلی)

علماء شیعه از انبیاء بنی‌اسراییل بالاترند!‌(محقق اردبیلی)

%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3-%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%a8%db%8c%d9%84%db%8c

{علماء شیعه از انبیاء بنی‌اسراییل هم بالاتر هستند. حضرت رسول اکرم(ص) فرمودند: «عُلَماءُ اُمُّتی اَفضَلُ مِن اَنبیاءِ بَنی اِسرائِیلَ»۱ شاهد این حدیث اینست که حضرت موسی(ع) پیامبر بود، آنهم پیامبر اولوالعزم و دستور داشت از طرف خداوند که با فرعون مبارزه کند و امکاناتی را هم در اختیار داشت لذا به کاخ فرعون رفت و بساط او را به هم زد، ولی امام (حضرت آیة الله العظمی خمینی رحمة الله علیه) هیچ یک از امکانات حضرت موسی(ع) را نداشتند و دنیا را به هم ریختند و متحول ساختند، و تاریخ سلطنت ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی را منقرض ساختند.۲

در عالم خواب حضرت موسی(ع) از مقدس اردبیلی رحمةالله پرسید: اسمت چیست؟ مقدس جواب داد: احمد، متولد اردبیل، ساکن نجف، حضرت موسی گفت: من فقط اسم تو را پرسیدم و چیز دیگری نپرسیدم، مقدس گفت: پس چرا وقتی خداوند متعال از تو پرسید که در دستت چیست فقط نگفتی عصا و چیزهای دیگری هم گفتی که با این عصا برگ‌های درختان را برای گوسفندان فرو می‌ریزم و به عصا تکیه می‌دهم. حضرت موسی گفت: بله درست است که علمای امت پیغمبر از انبیاء بنی‌اسراییل بالاترند.۳

۱ـ حدیث فوق از احادیث معروف و مشهور است ولی برای آن سندی یافت نشد و در کتبی مانند «بحارالانوار، ج۲، ص۲۲» و «لآلی‌الاخبار، ج۲، ص۲۶۲) و غیره چنین از رسول اکرم(ص) نقل شده است: «عُلَماءُ اُمَّتی کَأَنبِیاءِ بَنی اِسرائِیلَ». یعنی علماء امت من مانند پیامبران بنی‌اسرائیل هستند، (پیامبران بنی‌اسراییل مثل موسی، هارون، یعقوب، یوسف، الیاس، یوشع بن نون، داود، سلیمان، زکریا، یحیی… ولی در پاورقی «بحار، ج۳۵، صفحه۳۰۴» بدون مأخذ و سند همین حدیث فوق‌الذکر آمده است).

۲ـ اگر سند حدیث فوق را بپذیریم باز هم این قیاس وقتی صحیح خواهد بود که مقام عصمت و الوالعزم بودن در نظر گرفته نشود و فقط مسئولیت و تکلیف آنها با هم مقایسه شود.

۳ـ احمد بن محمد اردبیلی، مشهور به «مقدس اردبیلی» و معروف به «محقق اردبیلی»، از مشاهیر و فضلاء و فقهاء و مقدسین اخبار و اخیار و در عهد صفویه زندگی می‌کرد و صاحب معالم(شهید ثانی) و مدارک، نزد او درس خوانده‌اند. نقل شده است که شبی مقدس اردبیلی پیامبر اسلام(ص) را در خواب دید، در حالی که حضرت موسی(ع) در خدمت آن بزرگوار نشسته است، حضرت موسی(ع) از رسول اکرم(ص) سوال کرد، این مرد کیست؟ پیامبر فرمودند: از خودش سوال کن، پس حضرت موسی(ع) سوال کرد تو کیستی؟ مقدس اردبیلی گفت: اسم من احمد است و پسر محمد هستم و از اهل اردبیلم و در فلان کوچه و فلان خانه زندگی می‌کنم. حضرت موسی(ع) گفت: من فقط از اسم تو پرسیدم، این همه (توضیح و) تفصیل برای چه بود! مقدس اردبیلی فرمود: خداوند عالم هم از تو یک سوال کرد که این چیست در دست تو؟ و تو فرمودی، این عصای من است به آن تکیه کرده و با آن برگ‌های درختان را برای گوسفندانم فرو می‌ریزم و همچنین استفاده‌های دیگری هم از آن می‌کنم. پس تو چرا این قدر (توضیح و) تفصیل دادی (در حالی که می‌توانستی بگویی این عصا است). حضرت موسی(ع) به پیامبر اکرم(ص) عرض کرد، راست گفتی که علمای امت من مانند پیامبران بنی‌اسراییل هستند.

وفات مقدس اردبیلی در ماه صفر سال ۹۹۳ هجرت است و تألیفاتی هم دارند مانند ۱ـ حدیقة‌الشیعة ۲ـ حاشیه بر شرح مختصر اصول عضدی ۳ـ مجمع‌الفائدة و البرهان که شرح ارشاد علامه است ۴ـ آیات‌الاحکام که بنام زبدة‌البیان است. بدن مطهر مقدس اردبیلی رحمة الله علیه در ایوان حرم مقدس شاه ولایت حضرت امیرالمومنان علی(ع) به خاک سپرده شده است.(قصص‌العلماء ص۳۴۵، ۳۴۴)}*

ارجاعات:

*ـ کتاب: آداب‌الطلاب/ جلد اول/ نویسنده: شاکر برخوردار فرید/ ناشر: موسسه انتشاراتی لاهوت، تهران/ چاپ ششم ۱۳۹۲/ ص۹۹

 پیام مدیر سایت ظفرمند

[ad_2]

لینک منبع

سخنان امام در مورد تجمع زنان، تظاهرات آنها ، آزادی زن و مرد در اسلام و عدم خشونت اسلام با زنان

[ad_1]

سخنان امام در مورد تجمع زنان، تظاهرات آنها ، آزادی زن و مرد در اسلام و عدم خشونت اسلام با زنان

%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d9%88-%d9%86%d9%82%d8%b4-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86

{سخنان امام در دیدار با خواهران قم ۴/۳/۱۳۵۸

…الان در این مجلس خانمهای محترم که فعالانه برای اسلام و نهضت و برای تربیت جامعه فعالیت می‌کنند با آقایان که از راه دور آمده اند در یک مکان مجتمع‌اند. این قبیل از نهضت هیچ تحقق نداشت شما یک راهی داشتید و ما یک راهی و آقایان هم یک راهی. چه خوب نهضتی که ما همه در یک مکان مجتمع کرده است که با هم صحبت کنیم مسائلی که احتیاج به آن داریم طرح کنیم. دردهای دل را به هم بگوییم و راه جبرانش هم گفته بشود … [تا اینجا صفحه ۴۱ کتاب] شما زحمت کشیدید زن و مرد زحمت کشید. به خیابانها ریخت. جورها کشید و خونها داد که اسلام را زنده کند برای اسلام خون داد. برای شهادت داوطلب شد. آنکه ملت ما می‌خواست و آنکه ملت به او رای داد، جمهوری اسلامی بود. اسلام مورد نظر بود. الان قشرهایی هستند که می‌خواهند اسلام را کنار بگذارند و با گفتن یا نوشتن و یا اجتماعات.

خواهران من. عزیزان من. برادران من توجه داشته باشید توطئه در کار است توطئه بزرگ در کار است. توطئه‌ها در کار است قشرهای مختلفی که به اسلام پشت کرده‌اند و از اول توجه نداشتند دارند با هم جمع می‌شوند. باید درکارها خودشان تجدید نظر کنند. باید در اجتماعات خودشان تجدید نظر کنند. ملت نمی‌تواند توطئه را تحمل کند. ما توطئه را تحمل نمی‌کنیم. اینها توطئه است. توطئه بر ضد اسلام است توطئه بر ملت، آزادی هست توطئه نیست. آزادی معنایش این نیست که بنشینند بر خلاف اسلام صحبت کنند. آزادی در حدود قانون است. دین کشور ما اسلام است. آزادی در حدود این است که به اسلام ضرر نخورد. قانون اساسی ما دین را اسلام می‌داند. خداوند انشاءالله شر مفسدین را قطع کند…[تا اینجا صفحه ۴۲ کتاب]

………………………………………………………………….

سخنان امام در دیدار با خواهران حوزه علمیه قم ۵/۳/۵۸

بسم الله الرحمن الرحیم

یا ایها النبی حسبک الله و من اتبعک من المومنین

چه خطاب افتخارآمیزی است برای مومنین چه خطاب مسئولیت‌آوری استبرای مومنین. افتخارآمیز برای اینکه خدای تبارک و تعالی کافی است و هیچکس در مقابل او قدرتی ندارد و همه هیچ هستند ‌ولی خدای تبارک و تعالی به زنان مؤمنین و مردان مومن افتخار این را مرحمت فرموده است که اسم آنها را در کنار اسم مبارک خودش ذکرکرده است ای رسول برای تو، خدا و مومنین که از تو متابعت کردند کافی است با اینکه خداوند کافی است لکن این چنین زنان و مردان مومن را هم داخلش می‌کند که خدا و مومنین یعنی کسانیکه از تو پیروی کردند ترا کفایت می‌کند. چقدر افتخارآمیز است برای ما برای مومنین و برای شما زنان مومن که را خدای تبارک و تعالی در یک ردیف قرار داده است و چقدر مسئولیت آور است این مسئله، مومنین باید از اسلام پیغمبر اسلام حمایت کنند. هدای تبارک و تعالی در نهایت به ما فرموده است که اهداف اسلام و نبی اکرم را باید حفظ کنید ما ماموریم که از دین خدا و اهداف الهی حفاظت کنیم. شما زنان مومن که از خانه علماء و فضلاء هستید برتر از دیگرانید. شما از خانه نبوت هستید. برترید به خاطر اینکه اهداف اسلام را حفاظت کنید…[تا اینجا صفحه ۴۳ کتاب]

……………………………………………………………………….

سخنرانی امام خمینی  ۱/۱۱/۱۳۵۷

هم اکنون زنان مسلمان ایران، در مبارزات سیاسی و تظاهرات بر ضد شاه هم شرکت دارند. به من اطلاع داده‌اند که در شهرهای ایران زنان جلسات سیاسی دارند. در نظام اسلامی، زن همان حقوقی را دارد که مرد دارد، حق تحصیل …، حق مالکیت، حق رأی دادن حق رأی گرفتن.

در تمام جهاتی که مرد حق دارد، زن هم حق دارد، لیکن هم در مرد مواردی است که چیزهایی بدلیل پیدایش مفاسد بر او حرام است، و هم در زن مواردی هست که بدلیل اینکه مفسده می‌آفریند حرام است اسلام خواسته است که زن و مرد حیثیت انسانیشان محفوظ باشد، اسلام خواسته است که زن ملعبه‌ی دست مرد نباشد.

این که در خارج منعکس کرده‌اند که در اسلام با زنها، با خشونت رفتار می‌شود، امر غیر‌صحیحی است و تبلیغات باطلی است که از مغرضین حاصل شده و الا مرد و زن هر دویشان در اسلام اختیارات دارند. اگر اختلافاتی هست برای هر دو هست و آن مربوط به طبیعت آنان است.[تا اینجا صفحه ۱۸۱ کتاب]}۱

ارجاعات:

۱ـ کتاب: زن از دیدگاه امام خمینی/ گردآورنده: نهضت زنان مسلمان/ چاپخانه آزادی، خ سعدی شمالی ـ خ مطبوعی ـ پلاک ۱۸/ چاپ چهارم ، ۲۲ بهمن ۱۳۶۱ /صص۴۱ و ۴۲ و ۴۳ و ۱۸۱

پیام مدیر سایت ظفرمند

[ad_2]

لینک منبع