تیمور لنگ

[ad_1]

تیمور لنگ

تیمور لنگ

%d8%aa%db%8c%d9%85%d9%88%d8%b1-%d9%84%d9%86%da%af

{تیمور، که مورخان نسب او را به خاندان چنگیز رسانیده‌اند، پسر امیرترغای بود. وی در سال ۷۶۲ هجری قمری در دستگاه امیر حاجی برلاس در ماوراءالنهر به کار اشتغال داشت و به همراه او به خراسان گریخت و اندکی بعد مجدداً به ماوراءالنهر بازگشت و به خدمت تُغلق‌تیمور، خانِ کاشغر درآمد. وی نیز تیمور را به حکومت شهر کش زادگاه تیمور منصوب کرد. تیمور، اندک‌اندک، به بسط سلطه خود بر سایر نواحی ماوراءالنهر اهتمام ورزید. وی با خواهر امیر‌حسین قزغنی ازدواج کرد و از آن هنگام لقب گورکان، یعنی داماد را یافت. هر چند برخی هم بر این عقیده‌اند که چون تیمور بعدها دختر تغلق‌تیمور را به عقد خود درآورد، لقب گورکان پیدا کرد. تیمور در خطه ماوراءالنهر چندین بار به لشکرکشی پرداخت که در یکی از جنگ‌هایش، با امیرحسین، به خوارزم حمله برد ولی مغلوب وی شد و به خراسان گریخت. تیمور از خراسان، به سیستان رفت لیکن والی سیستان به حیله بر سر او تاخت و در این گیر و دار تیمور چند زخم برداشت. به روایتی در این درگیری پاشنه پا،‌ دست و شانه تیمور مجروح شد و پای راستش چنان صدمه دید که دیگر هیچ وقت به حال عادی برنگشت و چون همه عمر می‌لنگید به همین سبب وی را تیمور لنگ خوانده‌اند.

پس از چندی، تیمور به خوارزم لشکر کشید و سرانجام در ۷۸۱ هجری قمری آن خطه را ضمیمه متصرفات خود نمود. وی در سال ۸۰۱ نیز هندوستان را فتح کرد. تیمور، از سالهای ۷۸۲ تا ۷۸۵ بارها به خراسان لشکر کشید. این حملات به یورش های اول و دوم معروف است که عاقبت هم این نواحی به تسخیر وی درآمدند. پس از یورش سه ساله تیمور به خراسان و سپس یورش پنج ساله او به نواحی گرگان، مازندران، ری، سلطانیه، شوشتر و شیراز در ۷۹۶ هجری قمری به قصد قلعه تکریت در بغداد رفت. آنگاه به جانب گرجستان تاخت و در ۷۹۸ هجری قمری شهر مسکو را نیز تصرف کرد. وی در ۸۰۱ هجری قمری هندوستان را فتح و یورش هفت ساله خود را از سمرقند به جانب ایران آغاز کرد. این سال‌ها [تا اینجا صفحه ۱۴۶ کتاب] آخرین دوره جنگ‌های تیمور گورکانی شمرده می‌شود.

سرانجام تیمور، در سال ۸۰۷ در اترار جان سپرد و در سمرقند به خاک سپرده شد. وسعت ممالک تحت سلطه تیموری نسبت به چنگیز کمتر بود، لیکن در آن دوران، موضوع حاکمیت سیاسی از اهمیت فراوانی برخوردار بود لذا وی کمتر قوانین جدیدی بنا می‌نهاد و صرفاً در اجتماع وضع تازه‌ای پدید آورد. بدین سان تیمور امپراتوری ترک را نیز وسعت بخشید.

دوران حکومت او از منظر فرهنگی، ترکیبی از مؤلفه‌های حکومت امرای ترک و ایرانی و از نظر تشکیلات حکومتی، ترکیبی از مردم ترک و چنگیزی و به لحاظ سیاسی و مذهبی، آمیزه‌ای از عناصر مغولی و عربی شمرده می‌شد(گروسه، ۱۳۵۳، ص۷۵۴).

پس از وفات چنگیز، امپراتوری مغول تا مدت‌ها از صلح داخلی برخوردار بود؛ ولی پس از مرگ تیمور، امیر‌نشین ترک ماوراءالنهر، دستخوش منازعات بین پسران و نوادگان امیر تیمور گردید. سلطان خلیل پسر میرانشاه به عنوان جانشین وی، در سمرقند به تخت سلطنت نشست. این اقدام، قیام پسر عم‌های او و پسر چهارم تیمور، شاهرخ را که حاکم خراسان بود به همراه داشت. شاهرخ یکی از بهترین شاهانی است که بر ایران سلطنت کرده است. او علاوه بر دیانت، تقوا و عدالت، مردی صلح‌جو، بخشنده و علم دوست بود و خرابی‌های پدر را آباد کرد. خود وی هم شعر می‌گفت و هم خوش می‌نوشت و بدین‌ سان هرات در عصر او، مرکز اجتماع علما و ادبا شد. همسر شاهرخ، گوهرشاد آغا هم آثار نیکو و معروفی، از جمله بنای مسجد گوهرشاد در ارض اقدس (مشهد) از خود به جا گذارد.}۱

ارجاعات:

۱ـ کتاب: درآمدی بر دیوان سالاری در ایران/ نویسنده: حمید تنکابنی/ انتشارات: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، تهران/ چاپ نخست ۱۳۸۳/ صص ۱۴۶ و ۱۴۷

 

[ad_2]

لینک منبع